۹٫۲٫ تعریف پارامترهای زمانی- مکانی در راه رفتن
طول یک دوره گام برداری[۳۰]: عبارت است از فاصله بین دو نقطه که یک پا در هر قدم دو بار از آن وضعیت میگذرد، معمولأ طول گام برداری را با تعیین فاصله بین دو T. O در یک پا اندازه گیری می کنند. البته این طول را بین دو نقطه دیگر هم میتوان اندازه گیری کرد، مثلأ با اندازه گیری دو H. C متوالی یک پا، طول تماس دو نقطه به دست می آید. هر یک دوره گام برداری شامل دو گام میباشد ( گام راست و گام چپ). ولی طول یک دوره گام برداری همیشه دو برابر طول هر گام نیست. زیرا گامهای راست و چپ ممکن است با هم برابر نباشند. طول یک دوره گام برداری در بین افراد متفاوت است و تحت تأثیر عواملی مثل طول پاها، قد، سن، جنس، و عوامل دیگر تغییر می کند (فقیهی، ۱۳۷۳).
مدت زمان یک دوره گام برداری: مدت زمان دو تماس متوالی مقدار زمانی است که یک دوره گام برداری طول میکشد. این مدت همان زمان چرخه راه رفتن است (ویتل، ۲۰۰۳).
طول گام[۳۱]: طول گام، عبارت است از فاصلهای که بین دو نقطه تماس دو پا از یکدیگر قرار دارد. برای تعیین آن معمولأ از H. C یک پا تا H. Cپای دیگر، اندازه گیری می شود. با مقایسه اندازه گام راست با چپ، تقارن راه رفتن معلوم می شود و هر قدر اختلاف این اندازهها کمتر باشد، راه رفتن متعادلتر است (فقیهی، ۱۳۷۳).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مدت زمان یک گام: مدت زمانی که طول میکشد تا یک گام انجام شود. هنگامی که ضعف و ناراحتی در یک پا وجود دارد، طول زمانی گام در پای مبتلا کم و در پای دیگر (پای سالم) افزایش پیدا می کند (ویتل، ۲۰۰۳).
ریتم گام[۳۲]: تعداد گامها در طول مدت یک دقیقه است (فقیهی، ۱۳۷۳).
سرعت: سرعت گام عبارت است از حاصل ضرب ریتم در طول گام. گامهای کوتاه باعث افزایش ریتم میشوند. زنان قدمهای کوتاهتر و تندتر نسبت به مردان بر میدارند. معمولأ افزایش سرعت توسط افزایش در ریتم و طول گام بدست می آید. زمانی که ریتم کمتر از ۸۰ گام و یا بالای ۱۲۰ گام در دقیقه باشد تمام پارامترها تغییر می کنند. مثلا وقتی ریتم افزایش مییابد، مدت زمان حمایت دوگانه کاهش و زمانی که ریتم راه رفتن به ۱۸۰ گام در دقیقه میرسد، زمان حمایت دوگانه به صفر میرسد و راه رفتن به دویدن تبدیل میگردد. یعنی سرعت راه رفتن به حدی میرسد، که تماس مضاعف وجود ندارد و به جای آن یک حالت تعلیق مضاعف[۳۳] ایجاد می شود که هیچ یک از پاها زمین را لمس نمیکنند (فقیهی، ۱۳۷۳).
عرض گام: عرض گام عبارت است از فاصلهی بین دو پا از یکدیگر، فاصله هر پا از وسط پاشنه تا خط وسط حدود ۶ سانتیمتر است، لذا عرض گام در حدود ۱۲ سانتیمتر خواهد بود. افزایش پهنای سطح راه رفتن، تعادل را افزایش میدهد. همچنین مقدار حرکت طولی لازم برای انتقال مرکز ثقل روی سطح اتکا، هنگامی که به یک پا تکیه داده شده است، افزایش مییابد. افزایش پهنای سطح اتکا جهت افزودن تعادل طرفی در افراد مسن و کودکان مورد استفاده قرار میگیرد. در کودکان چون مرکز ثقل بالاتر از بزرگسالان میباشد، لذا سطح اتکای پهن تری جهت تعادل بیشتر لازم دارد. در افراد طبیعی و بالغ عرض گام بین ۱ تا ۵ اینچ متغیر است (فقیهی، ۱۳۷۳).
زاویه چرخش به خارج در پا[۳۴]: توسط اندازه گیری زاویه بین خطی که در راستای به جلو میرود و خطی که از مرکز پاشنه پا و انگشت دوم میگذرد، مشخص می شود. این زاویه در مردان به طور طبیعی در هنگام راه رفتن با سرعت معمولی در حدود ۷ درجه است. هنگامی که سرعت افزایش پیدا میکند، درجه چرخش به خارج کاهش مییابد (فقیهی، ۱۳۷۳).
۱۰٫۲٫ کینماتیک راه رفتن
متغیرهای کینماتیکی، اطلاعاتی را در مورد جابه جایی زاویه ای، مسیر قسمت های مختلف بدن، مرکز جرم بدن و سرعت زاویه ای، خطی و شتابدار را فراهم می کنند. طبق بررسی وینتر[۳۵](۱۹۸۷)، تعداد متغیرهای کینماتیک مورد نیاز جهت توضیح یک گام بسیار زیاد است و برای تشریح راه رفتن قابل کنترل، باید هماهنگی لازم بین این متغیرها وجود داشته باشد. در راه رفتن روی سطح صاف، مسیر مرکز جرم بدن یک منحنی سینوسی در طول صفحه جلو رفتن است و قله این نوسانات در مرحله مید استانس[۳۶] میباشد (اسکینر و همکاران، ۱۹۷۳). اطلاعات کینماتیکی، مثل جابجایی اجزاء پا، سرعت و شتاب یا دامنه حرکتی مفصل برای برآورد عکس العمل نیروهای وارده بر مفصل و اندازه حرکت عضلانی ضروری هستند و برای مقایسه حرکت افراد سالم با افراد غیر سالم مفید میباشند. اما تحقیقات با اطلاعات دو طرفه و نرمهای سه بعدی کمتر معمول هستند. بیشتر مطالعات بر کینماتیک سه بعدی یک مفصل تمرکز نموده اند، تنها تعداد اندکی دامنه حرکتی مفاصل مچ، زانو و لگن را در حین راه رفتن طبیعی گزارش نموده اند (سایت moon. ouhsc. edu، سایت Sportsci، هیوارد و استورتاسزیک، ۱۹۹۶).
۱٫۱۰٫۲٫ کینماتیک مفصل ران در یک دوره راه رفتن
مفصل ران در صفحه ساجیتال یکبار به سمت عقب در لحظه تو آف اکستنشن و یکبار به هنگام تماس پاشنه پا با زمین (۳۵-۳۰) فلکشن دارد (شکل ۶٫۲).
شکل۶٫۲: کینماتیک مفصل ران در یک دوره راه رفتن
۲٫۱۰٫۲٫ کینماتیک مفصل زانو[۳۷]</ sup> در یک دوره راه رفتن
فلکشن زانو در یک دوره راه رفتن یکبار در فاز استانس و یکبار در فاز نوسان اتفاق میافتد و بدنبال آن باز شدن یا اکستنشن زانو را داریم (شکل ۷٫۲).
شکل ۷٫۲: کینماتیک مفصل زانو در یک دوره راه رفتن
کنیماتیک مفصل زانو در یک دوره راه رفتن با جزئیات بیشتر در شکل ۲-۸ نمایش داده شده است (کو و همکاران، ۲۰۰۹).
شکل ۸٫۲: کینماتیک مفصل زانو در یک دوره راه رفتن با
۳٫۱۰٫۲٫ کینماتیک مفصل مچ پا[۳۸] در یک دوره راه رفتن
بطور کلی زاویه مفصل مچ پا در یک دوره راه رفتن ابتدا یبک پلانتار فلکشن مختصر هنگام تماس پاشنه با زمین و سپس یک دورسی فلکشن در مرحله میانه نوسان و در نهایت پلانتار فلکشن در طی جداشدن پنجه پا از زمین دارد (شکل ۹٫۲) (سایت moon. ouhsc. edu).
شکل۹٫۲: کینماتیک مفصل مچ پا در یک دوره راه رفتن
۱۱٫۲٫ راه رفتن زنان و مردان سالم
تا حدودی، راه رفتن افراد سالم میانگین الگوی گروه کنترل بزرگی از نمونههایی است که هیچ ناهنجاری ارتوپدیک بزرگ یا عصبی که ممکن است در سیستم حرکتی آنها تاثیر گذارد ندارند. معمولا این مساله نشان دهنده الگوی طبیعی راه رفتن است و بنابراین استاندارد طلایی است که راه رفتن هر فردی با آن مقایسه می شود. برای دیگران، راه رفتن افراد سالم مربوط به یک نمونه است تا مربوط به یک گروه کنترل. چنین نمونههای سالمی ممکن است نسبت به میانگین گروه کنترل متفاوت باشد و این مساله باعث مشکل کردن و گمراه شدن در مقایسه می شود.
در رابطه با راه رفتن زنان سالم مطالعات اندکی وجود دارد، این عامل باعث محدود نمودن توصیف پارامترهای کینماتیک و فضایی زمانی است. گشتاور محاسبه شده برای هر مفصل در زنان مشابه با مردان سالم گزارش شده است. علاوه بر آن، گشتاور پای چپ و راست نسبتا متقارن بوده و توان ایجاد شده در هر مفصل و در هر صفحه در زنان متقارن و مشابه با گروه مردان سالم بود. همچنین در یکسری از مطالعات زنان دارای سرعت راه رفتن بالاتری نسبت به مردان سالم بودند که میتوان آنرا به علت بالاتر بودن کدنس توجیه نمود (پولاک و ویلمور، ۱۳۷۹و اسکینر و همکاران، ۱۹۷۳).
کانون اغلب مطالعات موجود، بر ورزش مردان متمرکز بوده است. اطلاعات بدست آمده از زنان اندک است، اما بر پایه همین مدارک و شواهد میتوان استناد کرد که الگوی سازگاری با ورزش استقامتی زنان همسان مردان است (پولاک و ویلمور، ۱۳۷۹).
۱۲٫۲٫ افزایش سن و تاثیر آن بر الگوی راه رفتن
توانایی حفظ عملکرد موثر راه رفتن با افزایش سن برای سلامتی و تندرستی سالمندان بسیار مهم است. با اینکه با افزایش سن، الگوی راه رفتن تغییر می کند، ولی میزان این تغییرات، به روند افزایش سن و میزان کاهش فعالیتهای فیزیکی و پاتولوژیهایی که بطور واضح یافت نشدهاند، بستگی دارد. ترس از زمین خوردن و امکان تکرار آن، عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار میدهد. یکی از تغییرات قابل ملاحظه در الگوی راه رفتن، کاهش سرعت راه رفتن است که اغلب در سالمندان دیده می شود. تحقیقات متعدد، کاهش سرعت راه رفتن و طول گام و افزایش مدت زمان مرحله دابل ساپورت را در سالمندان نشان داده است. بررسیهای انجام شده، حاکی از کاهش بینایی ناشی از افزایش سن، کاهش سلامت سیستم قلبی عروقی، قدرت عضلانی، انعطاف پذیری مفصل و حجم استخوانی از عواملی هستند که همگی بر راه رفتن تاثیر میگذارند. بسیاری از موارد فوق با مدت بستری و غیر فعال بودن فرد در ارتباط است. مهم نبودن تاثیر افزایش سن بر متغیرهای زمانی- مکانی راه رفتن در یک گروه ۸۴-۶۶ ساله نشان داد که نقش پاتولوژیها در بروز تغییرات راه رفتن بیش از افزایش سن میباشد. عرض گام و مدت زمان مرحله دابل ساپورت نسبت به طول قدم و زمان گام از ثبات کمتری برخوردار است.
زمین خوردن مکرر در سالمندان یک خطر محسوب می شود. کاهش دفعات زمین خوردن در سالمندان یکی از اهداف اصلی محققین و درمان گران است. اطلاعات اپیدمیولوژیک، تاثیر نحوه شروع راه رفتن، چرخیدن، راه رفتن روی سطوح ناهموار و ایستادن را در شیوع زمین خوردن نشان میدهد. افزایش عرض گام، به زمین خوردن کف پا[۳۹] بطور نامنظم و افزایش زمان گام سه پارامتری است که بین گروهی که سابقه زمین خوردن دارند و گروهی که فاقد سابقه زمین خوردن هستند از تفاوت قابل ملاحظهای برخوردار است.
به دنبال لغزش به جلو هنگام برخورد با مانع؛ به نظر میرسد که توان عضلات اندام تحتانی و توانایی کنترل فلکشن ران و تنه نقش مهمی در بهبود دارد. خطر افتادن و سر خوردن در افرادی که محدودیت حرکتی مچ پا دارند، بیشتر است همچنین بررسی محدودیت دامنه حرکتی و سفتی مفاصل، نشانگر کاهش حرکت مچ پا در سالمندان ناشی از بی تحرکی و عدم فعالیت و پاتولوژیهای حاد و مزمن است. ضعف عضلانی بخصوص عضلات مچ پا از عوامل موثر دیگر در زمین خوردن و تغییر الگوی راه رفتن است. کاهش توان پاش آف[۴۰] در سالمندان ۷۸-۶۲ ساله در مقایسه با افراد جوانتر و کاهش حداکثر گشتاور و توان عضلات مچ پا در زانو در گروهی که سابقه افتادن داشته اند با گروهی که فاقد سابقه زمین خوردن بودند، گزارش شده است (ابراهیمی، ۱۳۸۴، کاو و شفرد، ۱۳۸۵واسماعیلی، ۱۳۸۲).
۱۳٫۲٫ سالمند کیست؟
سالمندی عبور از مرز ۶۰ سالگی است. سازمان بهداشت جهانی سالمندی را در قالب سه دوره سنی تعریف نموده است:
سالمند جوان (۷۴-۶۰ سال)
سالمند (۹۰ - ۷۴ سال)
سالمند پیر (۹۰ سال به بالا)(الکساندر، ۱۳۷۹).
۱٫۱۳٫۲٫ سالخوردگی جمعیت[۴۱]
سالخوردگی جمعیت عبارتست از مرحله ای که طی آن افراد سالمند نسبت بیشتری از کل جمعیت را به خود اختصاص میدهد. با کاهش میزان باروری کلی از یک سو و کاهش میزان مرگ و افزایش امید به زندگی از سوی دیگر، ساختار سنی جمعیت از گروه های سنی جوانتر به پیرتر تغییر مییابد.
۲٫۱۳٫۲٫ جهان در حال پیر شدن
هر سال حدود ۷/۱% به جمعیت جه
ان افزوده می شود. این افزایش برای جمعیت ۶۵ سال و بالاتر از ۵/۲% است و این فاصله ترکیب سنی جهان را به سوی پیر شدن سوق میدهد. پیش بینــی میشــــود ربع قرن دیگر جمعیت سالمندان به ۲/۱ میلیــــارد نفر یعنی ۱۴% جمعیت جهان برسد.
در سال ۲۰۵۰ حدود ۲ میلیارد یعنی به ۲۱% جمعیت جهان برسد و برای اولین بار در تاریخ در سال ۲۰۵۰ جمعیت زیر ۱۵ سال و بالای ۶۰ سال مساوی میشوند، یعنی هر کدام ۲۱ %. در سال ۲۰۰۰، ۲۰% از جمعیت اروپا، پیرترین قاره جهان سالمند بوده و در سال ۲۰۵۰ حدود۳۷% جمعیت آن را سالمندان تشکیل میدهد. آفریقا جوانترین قاره جهان، در سال ۲۰۰۰، ۵% جمعیت سالمند و در سال ۲۰۵۰، ۱۰ % جمعیت سالمندان را خواهد داشت.
برخی از مسائل و مشکلاتی که در کشورهای در حال توسعه بر مسئله سالمندی تاثیر میگذارند:
۱. نرخ رشد بالاتر جمعیت به معنی جمعیت سالمند بیشتر در آینده خواهد بود.
۲. این کشورها هنوز با مشکلات ناشی از توسعه دست به گریبان هستند و به بررسی مسائل مرتبط با پیر شدن جمعیت نمیاندیشند، در نتیجه برای آینده پیش بینیهای لازم بعمل نیاورده به طور ناگهانی با پدیده سالمندی جمعیت و دشواریهای حاصل از آن روبرو خواهند شد.
۳. در کشورهای در حال توسعه سرعت سالخوردگی جمعیت بیشتر است و در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، مدت زمان کمتری طول میکشد تا جمعیت سالمندان دو برابر شود. بنابراین، این کشورها آمادگی کافی برای رویارویی با این وضعیت را نخواهند داشت و این مسئله بعنوان تغییری در نظام اجتماعی، مشکلات بسیاری برای آنان بوجود خواهد آورد.
۴. بر خلاف کشورهای توسعه یافته، در این کشورها درصد بالایی از سالمندان در مناطق روستایی زندگی می کنند. گفته می شود تا سال ۲۰۲۵، ۸۲ % از سالمندان کشورهای توسعه یافته در شهرها زندگی خواهند کرد. حال آنکه این رقم برای کشورهای در حال توسعه ۵۰ % خواهد بود.